رسیدم به آخر پله ها!کاش پله ها بینهایت باشد!!!کاش!
مهم نیست که کسی اینجا رو بخونه !! مهم اینه که من نوشته هام رو مینویسم !! :) سکوت میکنم شاید این فریادم را ناشنوایان بشنوند!!!! شاید!!! لغزش پا و افتادن از پله اصلا دردناک نیست! چون زودتر به آخر پله ها میرسی! نمی دانم دوست دارم زود تمام شود و یاد با گذر آرام ثانیه ها پله ها را طی کنم! نمی دانم! نمی دانم! دلـــــــــــــم تنگ شده! دستم خالی پاهام بی حس چشمام بی نگاه رویم بی نوازش دلـــــــــــــم تنگ شده! برای آینده ! دلم تنگ شده! برای گذشته ام ! دلم آنقدر تنگ شده که نمیدانم چگونه جایی برای آینده تویش بذارم!! دلـــــــــــــم تنگ شده! دلـــــــــــــم تنگ شده! یکی داره از پله ها میاد بالا!! _ تو کی هستی!؟!؟ _من خودشم!!رفتم...ولی برات هستم!! نمیتونم درک کنم!!!
اگه فکر کنید که من مردم!! من رو توی افکارتون دفن میکنید و دیگه یادی از من نیست!! که چه خوب میشه!! و فکر کنید که وصیت من اینه:من رو فراموش نکن!! دست هام که تکون نمیخوره نبض هم که ندارم فشار خون هم که هیچی بدنمم که سرد شده خب مُردم دیگه!! آهااااااااای یکی بیاد منو ببره دفنم کنه خب!! هییییییییس!!بس کن!!صدای گریه هات نمیزاره صدای شادیشون رو بشنوم!! نه نه!!گریه کن!! فکر کنم اونا با اشک تو شادن!!ولی ارزشش رو داشت!! ببار که از بارون های بهاری قشنگ تره!! 
![]()

![]()

![]()

![]()

![]()

![]()
![]()

![]()
| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |


